نوشته شده توسط : e-kalbasi

پدر دست خود را روی شانه پسر جوانش گذاشته بود و با هم قدم میزدند . پدر پرسید پسرم اگر قرار بر زورآزمائی باشد تو میتوانی مرا زمین زنی یا من تو را ؟

پسر بدون درنگ پاسخ داد من . و از این پاسخ پدر سخت ناراحت گردید لذا بعد از مکثی کوتاه همانطور که دستش برروی شانه پسر بود سوال خود را تکرار نمود و پسر نیز پاسخ قبلی را تکرار نمود.

این پاسخ پدر را آزرده خاطر ساخت و چند قدمی با پسر فاصله گرفت و با کمال ناامیدی برای سومین بار سوال خود را پرسید .

و پسر بدون درنگ پاسخ داد شما !!!

پدر پرسید این سوال را سه مرتبه از تو پرسیدم دو مرتبه اول خود را و مرتبه آخر مرا برنده زورآزمائی معرفی نمودی دلیل این امر چیست؟

و پسر پاسخ داد دو مرتبه اول دست شما روی شانه های من بود و در این حالت هیچ کس را یارای مبارزه با خود نمی بینم ولی همینکه دستتان را برداشتید خود را زمین خورده احساس نمودم.




:: بازدید از این مطلب : 1742
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 28 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید